خرید بک لینک
افسرده شدم...آرزوهامو انگار که واقعیت دارن ، واسه بقیه میگم... هه به چندتا از دوستای نزدیکم گفتم رسیدم به عشق زندگیم ... خیلی خوشحال شدن برام ازم سراغ شیرینی میگیرن و انتظار دارن که دعوتی بدم زندگیم رو با توهم میگذرونم واقعا فکر میکنن که رفتم خواستگاری و دارم میرسم به آرزوم باهاشون حرف که میزنم ؛ وسطای حرفام میگن پشت خطی دارم خانوممه ، بعد زنگ میزنم نمیدونم بیماریه این کارام ؟ خودم که میگم افسردگیم داره هر لحظه بیشتر میشه و این تاثیراتشه قطع که میکنم مثلا برای اینکه پشت خطم عشقم اومده بوده ... میرم توی مخاطب هام به اسمش که نفسم سیوش کردم زل میزنم چند دقیقه ؛ اینقدر کوه غم میاد توی دلم که سریع گوشیم رو میزارم کنار و سرم رو میزارم روی بالش و چشمامو میبندم ... زندگیم خیلی قشنگه ... نه؟ عکس پروفایل اینستام رو یه چیزی گذاشته بودم که هماهنگ بود با عکس پروفایلش ، امروز عوضش کرد عکسشو ... منم عوض کردم یه پست هم گذاشته ؛ فکر کنم پست شادی باشه ، با این احساس که شاده ... منم شاد شدم اما ... اما فقط برای چند لخظه بازم جای خالیش رو حس کردم پس فردا امتحان دارم ؛ نمیدونم چطور اصلا بشینم سر جلس

برچسب: سیاهی دوربین 5800, نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 16:24

همین که دیدمش و اون لحظات که بازم کنارش ایستاده بودم ؛ برام کافیه همین که خنده شو دیدم همین که دیدم با دوستاش شاده و داره میخنده بَسَمه با اینکه بعد از اینکه دیدمش بازم تب گرفتم اما خداروشکر تو اون لحظات بهش زل زده بودم و نگاش میکردم. صداش رو شنیدم با اون تیپ خوشکلش و نازش ، یه بافت سبز تنش بود قوت نوشتن ندارم ، میخوام اراده کنم که بنویسم ؛ جوری دلم میگیره انگار که همین لحظه ملکه قبض روح داره جونمو میگیره دلم بدجور تنگشه سپردم به خدا ، اما تا ابد تا همیشه به پات میمونم عشقم سر حرفم هستم ... عاشقتم برای تو زنده ام هر وقت که احساس کردی به دردی میخورم ... هستم یاحق

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 16:23

صفحه بندی